دوره عالی مدیریت حرفه ای کسب و کار DBA

Get Ready to Transform Yourself for Success خودتان را برای تبدیل شدن به آدم موفق

دوره عالی مدیریت حرفه ای کسب و کار DBA

Get Ready to Transform Yourself for Success خودتان را برای تبدیل شدن به آدم موفق

۲۸ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

دوره مدیریت کسب و کار MBA

شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ۰۲:۰۳ ب.ظ

دوره مدیریت کسب و کار

MBA  Master of Business Administration

دوره مدیریت کسب و کار MBAMaster of Business Administration

دوره مدیریت کسب و کار
MBAMaster of Business Administration

مقدمه معرفی MBA

MBA مخفف  Master of Business Administration است که در آن مدیریت کسب و کار به طور راهبردی، علمی و کاربردی به دانشجویان آموزش داده می شود.

در دوره MBA ، دروسی مانند شناخت فضای تولید و کسب کار ، بازاریابی، مدیریت استراتژیک، مدیریت منابع انسانی، ارتباط با مشتری، روش های نوین تبلیغات، مدیریت منابع مالی، سرمایه گذاری، مدیریت فروش و خدمات پس از فروش، نگرش سیستمی، مدیریت پروژه و … تدریس می شود.

انتظار می رود فارغ التحصیل دوره MBA  دارای توانایی های متفاوتی نسبت به بقیه افراد در ایجاد یا گسترش کسب و کار خود داشته باشد و در راستای فرایند تولید و تجارت، موفق تر و در نتیجه ثروت آفرینی بیشتری حصول نماید.

 MBAرویکردهای مختلف دانش مدیریت و قابلیت درک شایسته نکات ظریف در تجارت را در فرد می پروراند و بستری مناسب را برای اخذ تصمیمات مدیریتی سرنوشت ساز مهیا می نماید.

 

اهداف دوره

  • ارتقاء سطح نگرش، دانش و مهارت های دانش پژوه در مدیریت کسب و کار خود.
  • توانمند کردن دانش پژوه به منظور ایجاد تحول در کسب و کار خود و استفاده از بهترین تکنیکها و متدها برای رهبری سازمان.
  • متخصص شدن فارغ التحصیلان در حوزه بازاریابی و فروش کسب و کار خود.
  • افزایش توانایی در مذاکرات تجاری

شیوه آموزش

  • دوره MBA از تلفیق دو رویکرد آموزشی برخط یا آنلاین و مکاتبه ای در راستای به حداکثر رساندن کیفیت آموزش، برگزار می شود.

مزایای اصلی دوره:

انعطاف پذیری دوره با شرایط زمانی و مکانی دانش پژوه

دریافت گواهینامه موسسه آموزش عالی ممهور به مهر دانشگاه جامع علمی و کاربردی و تایید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با قابلیت ترجمه و تایید قوه قضاییه و وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران

هزینه دوره :

üدریافت گواهینامه از موسسه آموزش عالی ممهور به مهر دانشگاه جامع علمی و کاربردی و تایید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

üظرفیت دوره: نامحدود

üشیوه آموزش: مکاتبه ای و آنلاین

üهزینه سرمایه گذاری: ۲٫۴۰۰٫۰۰۰ تومان

 

سر فصل دوره MBA

حسابداری مدیریت
مدیریت منابع انسانی
برنامه ریزی سازمانی
اصول و فنون مذاکره
مدیریت مشتری مداری (CRM)
مدیریت بازاریابی
مدیریت استراتژیک
مدیریت تبلیغات
برند سازی
طراحی طرح های تجاری

 

مدت دوره:  ۴۶۴ ساعت

شرایط ورود به دوره:

  • داشتن حداقل مدرک کارشناسی
  • پذیرش قوانین دوره

 

  • دوره مدیریت کسب و کار MBAMaster of Business Administration



جهت ثبت نام و کسب  اطلاعات بیشتر به وب سایت www.salimkhalili.com  مراجعه یا با شماره ۰۹۱۲۱۹۸۲۸۷۵ و ۰۲۱۸۸۲۱۳۰۲۸ تماس حاصل نمایید.

 

کاتالوگ دوره

MBA v3

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۴ ، ۱۴:۰۳
سلیم خلیلی

اطلاعات و قیمت‌ها

شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ۰۲:۰۰ ب.ظ

اطلاعات و قیمت‌ها

دوره MBA و DBA

دوره MBA و DBA

دونالد بوردو

اقتصاددان‌های جدید در تعیین دلایل نظری شکست احتمالی بازارها بسیار موفق عمل کرده‌اند. اگر چه ممکن است این نظریه‌ها دیدگاه‌های خام و غیراقتصادی را درباره بازار تعدیل نمایند، اما باید به این نکته اشاره کرد که بازارها عملا کارکردی بسیار خوب دارند.

در واقع بازارها آن قدر حساب شده و بی‌سر و صدا عمل می‌کنند که موفقیت آنها در اغلب موارد توجه کسی را به خود جلب نمی‌کند.

 سلیم خلیلی مدرس و مشاور حوزه کسب و کار و برگزار کننده دوره های MBA  و DBA با مجوز وزارت علوم و همکاری دانشگاه های داخلی و خارجی، این مطلب را برای شما انتخاب کرده است 

اطلاعات و قیمت‌ها

دونالد بوردو

اقتصاددان‌های جدید در تعیین دلایل نظری شکست احتمالی بازارها بسیار موفق عمل کرده‌اند. اگر چه ممکن است این نظریه‌ها دیدگاه‌های خام و غیراقتصادی را درباره بازار تعدیل نمایند، اما باید به این نکته اشاره کرد که بازارها عملا کارکردی بسیار خوب دارند.

در واقع بازارها آن قدر حساب شده و بی‌سر و صدا عمل می‌کنند که موفقیت آنها در اغلب موارد توجه کسی را به خود جلب نمی‌کند.

به این نکته توجه کنید که تعداد روش‌های چینش تنها بیست شی، حتی تنها در یک بعد بسیار بیشتر از تعداد ثانیه‌ها در ده میلیارد سال است. حال این را در نظر بگیرید که جهان حاوی هزارها میلیارد منبع مختلف است. نیروی کار، سنگ معدن آهن، بندر هنگ‌کنگ، ایستگاه‌های هواشناسی، تعداد بی‌شمار درختان کاج، دشت‌های حاصلخیز روسیه، ماهواره‌های در حال گردش در مدار خود، کارخانه‌های خودروسازی؛ نمی‌توان پایانی برای این لیست متصور بود. تعداد روش‌های متفاوت استفاده، ترکیب و باز ترکیب این منابع به شکل غیرقابل تصوری زیادی است. علاوه بر آن تقریبا تمامی این راه‌ها بی‌نتیجه هستند.

مثلا اشتباه است که آرنولد شوراتزنگر را با تجهیزات پزشکی ترکیب کنیم و از او بخواهیم که عمل جراحی مغز انجام دهد. به همین نحو رسوایی محض است که برای تولید آب انگور از میوه درخت انگور کاخ پتروس استفاده کنیم.

تنها بخش بسیار کوچکی از تمامی شیوه‌های ممکن برای تخصیص منابع مفید خواهد بود. چگونه می‌توان این شیوه‌ها را پیدا کرد؟

واضح است که انتخاب از روی احتمال تصادفی موثر نخواهد بود. همچنین برنامه‌ریزی مرکزی که در واقع تنها روشی پنهان برای اتکا به انتخاب تصادفی است، جوابگو نخواهد بود. برای هیات برنامه‌ریزی متمرکز غیرممکن است که حتی مجموعه کامل چینش‌های امکان‌پذیر منابع را مورد بررسی قرار دهند، چه رسد که این چینش‌ها را بر حسب این که چقدر در راستای دستیابی به اهداف انسان باشند رده‌بندی نمایند.

این که شهروندان جوامع جدید مبتنی بر بازار به طور منظم غذا می‌خورند و استحمام می‌کنند، لباس‌های تمیز می‌پوشند، رانندگی می‌کنند، در تعطیلات خود به رم در ایتالیا یا اسنون در میسوری آمریکا پرواز می‌کنند و بنا به عادت با تلفن‌های همراه خود با یکدیگر صحبت می‌کنند، شاهدی قدرتمند از آن است که چینش و آرایش اقتصاد ما به نحوی حیرت‌آور خوب است. باید ابزار موثری در کارباشد که تضمین نماید (به جای استفاده از هر یک از +۹۹۹۹۹/۹۹درصد الگوهای استفاده از منابع که یا بی‌فایده خواهند بود یا مصیب بار) عملا از برخی الگوهای بسیار معدود کاربرد منابع استفاده شود که منافعی را به همراه داشته باشند.

سیستم قیمتی غیرمتمرکز همان ابزار مورد اشاره است. آنچه در عملکرد این سیستم نقش حیاتی دارد، نهاد مالکیت خصوصی به همراه وظایف و حقوق همراه با آن است که ازجمله آنها می‌تواند به وظیفه پرهیز از وارد آوردن آسیب فیزیکی و استفاده از دارایی‌های دیگران و حق مبادله دارایی‌ها و ثمرات آنها براساس شرایطی که به طور داوطلبانه راجع به آنها توافق شده باشد اشاره کرد.

هر فردی به دنبال آن است که یا با مصرف دارایی‌های خود با کارآمدترین شیوه براساس قضاوت‌های ذهنی خود یا با به کارگیری آنها به کارآمدترین (سودآورترین) وجه در تولید، آنها را به روش‌هایی استفاده نمایند که حداکثر منافع را برای او به همراه داشته باشند. قیمت‌های بازار در اتخاذ این قبیل تصمیمات نقشی حیاتی را ایفا می‌کنند.

 

نقش حیاتی قیمت‌ها

قیمت‌های بازار از جایگاهی اساسی برخوردارند، زیرا اطلاعات مربوط به ارزش کاربردهای جایگزین بخش‌های مختلف دارایی را به عینی‌ترین شکل ممکن خلاصه می‌نمایند. تقریبا تمامی اجزای دارایی را می‌توان به گونه‌ای متفاوت به کار گرفت. مثلا یک قطعه زمین را می‌توان برای کاشت کدو تنبل، ساخت رستوران، مجموعه مطب پزشکان و بسیاری از موارد دیگر مورد استفاده قرار داد.

اگر قرار باشد به جای استفاده بیهوده از این قطعه زمین آن را به شکلی سودآور مورد استفاده قرار دهیم، افرادی که مسوولیت اتخاذ تصمیم در رابطه با چگونگی به کارگیری آن را برعهده دارند باید بتوانند ارزش احتمالی هر یک از جایگزین‌های ممکن را تعیین نمایند.

انجام این گونه محاسبات به اطلاعات قابل اتکا نیاز دارد. قیمت‌های بازار منبعی بسیار فشرده و قابل اتکا از این قبیل اطلاعات هستند.

پیشنهادهای ارائه شده از سوی خریدارها یا اجاره کننده‌های احتمالی برای این زمین با ارزیابی مالک فعلی درباره ارزشی که این زمین برای او دارد با یکدیگر ترکیب شده و قیمت زمین را به وجود می‌آورند. هر خریدار بالقوه ارزشی را برای زمین تعیین می‌کند که حداقل برابر است با پیشنهادی که برای آن ارائه خواهد نمود. هر چه فرآیند پیشنهاد قیمت شدیدتر و پرشورتر باشد، احتمال آن که هر قیمت پیشنهاد شده نمایانگر حداکثر ارزش زمین از دید پیشنهاددهنده‌ها باشد بالاتر خواهد رفت. البته قیمت بازار کالاها و خدماتی که بتوان با این زمین به تولید رساند، منبع اطلاعاتی بسیار مهمی است که استفاده‌کنندگان بالقوه آن برای تعیین مقدار پیشنهاد خود مورد استفاده قرار خواهند داد.

اگر مالک فعلی زمین نتواند به نحوی از آن استفاده کند که ارزشی که می‌تواند با فروش آن به دست آورد را برایش تضمین ننماید، این قطعه زمین را به خریداران که بالاترین قیمت را پیشنهاد کند خواهد فروخت. در صورتی که یک شرکت ساختمانی تجاری زمین مورد اشاره را به عنوان مکانی برای ساخت مطب پزشکان خریداری نماید، بدان خاطر است که این خریدار مشاهده می‌کند که اجاره‌هایی که در حال حاضر توسط پزشک‌ها بابت فضای مطب پرداخت شود، به اندازه کافی زیاد است که بتواند خرید زمین، ایجاد ساختمان و خرید و تجمیع تمامی نهادهای دیگری که برای ایجاد مکانی جهت مطب پزشک‌ها مورد نیاز باشد را توجیه نماید.

اینکه شرکت مورد اشاره پیشنهاد بالاتری را در قیاس با صاحبان رستوران، کشاورزانی که کدو تنبل می‌کارند و تمامی کاربران احتمالی دیگر ارائه می‌کند، نشانگر آن است که بهترین استفاده در حال حاضر از این قطعه خاص از زمین (یا حداقل بهترین مورد استفاده آن در دنیای ذاتا نامطمئن کنونی) به کارگیری آن به عنوان مکان ساخت مطب پزشکان است. قیمت‌های موجود و واقعی شرکت مزبور را به اتخاذ این تصمیم هدایت کرده و دیگران را از ارائه پیشنهادهایی بالاتر از آنچه این زمین احتمالا برای آنها با ارزش خواهد بود. برحذر می‌دارد.

اگر مصرف‌کننده‌ها ارزشی به اندازه کافی بیشتر برای کدو تنبل قائل می‌شدند، قیمت این محصول کشاورزی در بازار به اندازه‌ای بالا می‌رفت که برای آگاه کردن کشاورزان از اینکه کاشت کدو تنبل آنقدر با ارزش است که باید پیشنهادی بالاتر از هر کار بر احتمالی دیگر زمین ارائه نمایند کافی باشد.

به همین نحو اگر مصرف‌کننده‌ها در آینده ارزش بیشتری برای کدو تنبل قائل شوند یا مثلا قرص استثنایی و جدیدی ابداع شود که داروی همه دردها باشد و تقاضای افراد برای خدمات پزشکی را به میزان قابل ملاحظه‌ای کاهش دهد، ممکن است کشاورزانی که به کشت این محصول می‌پردازند به این نتیجه برسند که خرید زمین، تخریب ساختمان پزشکی و کاشت کدو تنبل به صرفه خواهد بود.

نیازی به قیمت‌های تعادلی نیست

هیچ یک از نکات مربوط به قیمت‌های بازار مستلزم آن نیست که این قیمت‌ها «درست» باشند، یعنی نیازی نیست که همان قیمت‌هایی باشد که در تعادل عمومی رقابتی پدید خواهند آمد. آنچه برای حصول بهترین نتایج ممکن اقتصادی لازم است، آن است که قیمت‌های موجود، انگیزه‌ها و اطلاعات کافی و قابل اتکا را برای تولیدکننده‌ها و مصرف‌کننده‌ها فراهم آورند و در هماهنگ ساختن اقداماتشان (استفاده از منابع به شیوه‌هایی که در قیاس با تمامی روش‌های ممکن دیگری که در حال حاضر در قلم و انسانی امکان‌پذیر است، برای هر دو طرف نافع باشند) به آنها کمک کنند.

اشتباهاتی رخ خواهد داد و تغییراتی صورت خواهد پذیرفت که مرتبا از میزان مطلوبیت برخی موارد استفاده از منابع در مقایسه با دیگر موارد کاربرد آنها خواهد کاست.

مصرف‌کننده‌ها و تولیدکننده‌ها به طور دائمی با تعدیل و تغییر تصمیمات خود به این اطلاعات واکنش نشان می‌دهند. در نتیجه قیمت‌ها تغییر خواهند کرد هر یک از این تغییرات باعث بهبود استفاده از منابع خواهد شد. این قبیل تغییرات محلی و غیرمتمرکز که استفاده از منابع را بهبود می‌بخشد، بهترین چیزی هستند که انسان می‌تواند به دست آورد. مقایسه این فرآیند پیوسته تعدیل در بازار، سازش متقابل و بهبود کاربرد منابع با یک حالت تعادل نظری «کامل» تنها اسباب سوءبرداشت را فراهم می‌آورد. اینکه بازارهای واقعی به تمامی منافع قابل تصور دست نمی‌یابند و همه آثار و نشانه‌های بی‌توجهی انسان را از میان می‌برند، به کلی نامربوط است، چرا که هیچ نهاد واقعی نمی‌تواند به چنین نتایج ناممکن دست پیدا کند.

البته برای آنکه این فرآیند بتواند عمل کند، باید قیمت‌ها بازگو کننده هزینه‌ها و فواید مربوطه باشند. اگر افراد هزینه‌های قابل توجه‌ اقدامات خود را به حساب نیاورند، به روش‌های نامتناسبی عمل خواهند کرد یا فعالیتی خاص را بیش از حد انجام خواهند داد (در صورتی که این اثراتی که از نظر دورمانده‌اند، هزینه‌هایی باشند که برگروه‌هایی سوم تحمیل می‌گردند) یا خیلی کم به آن خواهند پرداخت (در صورتی که این اثرات مغفول مانده منافعی باشند که گروه‌های ثالث از آنها بهره‌مند می‌شوند). وجود خوب سازماندهی شده اثرات جانبی- حداقل در تئوری- شرایطی را به وجود می‌آورد که می‌تواند توسط نظارت، مالیات یا حمایت‌های اعمال شده از سوی دولت برطرف شوند.

با این حال یکی از روش‌های مداخله دولت یعنی کنترل قیمت‌ها حتی درمواجهه با اثرات جانبی قابل ملاحظه‌ نیز همچنان مورد سوءظن قرار می‌گیرد. هرگونه سقف یا کف قیمتی که به شکل آگاهانه توسط دولت تحمیل گردد، یا از ظهور قیمت‌های بهتر جلوگیری خواهد کرد یا اگر اثرات جانبی قابل ملاحظه‌ بازار را تحت تاثیر خود قرار داده باشند، مشکلاتی که می‌توان آنها را تنها با تغییر شرایط تقاضا یا عرضه حل کرد پنهان می‌سازد (به عنوان مثال رجوع کنید به کنترل اجاره بها).

تا به حال مهمترین شیوه برای کسب اطمینان از آنکه نیروهای عرضه و تقاضا به قیمت‌هایی منجر می‌شوند که هماهنگی سودمند و مفید طرح‌های اقتصادی را به بار خواهند آورد، این بوده است که مالکیت را خصوصی، بخش‌پذیر و قابل انتقال نگه‌داریم، نتیجه عملی این روند مداوم تصمیمات غیرمتمرکز در باب استفاده از منابع که با قیمت‌های واقعی بازار هدایت شوند، اقتصادی تجاری یا بهره‌وری بسیار زیاد و رفاه برای تقریبا تمامی انسانی‌هایی خواهد بود که آن را درک کرده باشند.

درباره نویسنده

دونالد بوردو رییس دپارتمان اقتصاد در دانشگاه جورج ماسون در فرفاکس ایالت ویرجینیا است. او قبلا رییس بنیاد آموزش‌های اقتصادی بود. وی به همراه راسل رابرتس در cafehayk.typepad.com مطالبی را به رشته تحریر درمی‌آورد.

مترجم: محسن رنجبر

با خدمات آموزشی و مشاوره ای ما بیشتر آشنا شوید:

دوره تخصصی ۲ هفته ای مهارت های کسب و کار در کشور انگلیس SLS Specialist Language Services

دوره عالی مدیریت کسب و کار DBA  Doctor of Business Administration

دوره مدیریت کسب و کار MBA Master of Business Administration

ارائه خدمات مشاوره ای در دو بخش مشاوره فردی و کسب و کار

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۴ ، ۱۴:۰۰
سلیم خلیلی

افسانه خط ‌مشی صنعتی ملی

شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ۰۱:۵۹ ب.ظ

افسانه خط ‌مشی صنعتی ملی

دوره MBA و DBA

دوره MBA و DBA

منبع: فریمن آنلاین

در سال‌های اخیر سر و صدای زیادی برای ایجاد یک خط‌مشی صنعتی جدید به عنوان راه حلی برای رکود اقتصادی، به گوش رسیده است. بین سال‌های ۱۹۶۹ و ۱۹۷۶، حدود یک‌میلیون فرصت شغلی بخش تولید در شمال شرق و میانه غربی کشور از بین رفت.

همواره به برخی از مناطق محروم آمریکا «کمربند زنگاری» گفته می‌شد؛ چراکه همچنان بد شگون هستند. اگرچه جهش اقتصادی اخیر تا حدودی اوضاع را بهتر کرد، اما همچنان دولت باید به فکر یک برنامه‌ریزی و تدبیر مشخص باشد.

 سلیم خلیلی مدرس و مشاور حوزه کسب و کار و برگزار کننده دوره های MBA  و DBA با مجوز وزارت علوم و همکاری دانشگاه های داخلی و خارجی، این مطلب را برای شما انتخاب کرده است 

افسانه خط ‌مشی صنعتی ملی

منبع: فریمن آنلاین

در سال‌های اخیر سر و صدای زیادی برای ایجاد یک خط‌مشی صنعتی جدید به عنوان راه حلی برای رکود اقتصادی، به گوش رسیده است. بین سال‌های ۱۹۶۹ و ۱۹۷۶، حدود یک‌میلیون فرصت شغلی بخش تولید در شمال شرق و میانه غربی کشور از بین رفت.

همواره به برخی از مناطق محروم آمریکا «کمربند زنگاری» گفته می‌شد؛ چراکه همچنان بد شگون هستند. اگرچه جهش اقتصادی اخیر تا حدودی اوضاع را بهتر کرد، اما همچنان دولت باید به فکر یک برنامه‌ریزی و تدبیر مشخص باشد.

نیاز به یک خط‌مشی صنعتی جدید تنها از دانشگاه بر نمی‌خیزد. رهبران سرشناس کسب‌وکار از چنین راه حلی برای مشکلات اقتصادی حمایت می‌کنند. برای مثال لی لاکوکا تقاضای اجرای یک سیاست صنعتی «عقلانی» را دارد. در واقع او گفته است: «همه‌ بحث‌های پیرامون اینکه آیا ایالات‌متحده باید خط‌مشی صنعتی داشته باشد یا نه تاریخ مصرف گذشته و بی‌دلیل است. ما هم اکنون یک خط‌مشی داریم، اما متاسفانه نامنظم و آشفته شده است. مساله اصلی این است که آیا ما حتما باید یک خط‌مشی صنعتی عقلانی داشته باشیم.» از یک نظر حق با او است. ما با مجموعه‌ پیچیده‌ای از خط‌مشی‌های دولت فدرال درگیریم که بر تصمیمات سرمایه‌گذاری افراد اثر می‌گذارد. اینکه آیا این خط‌مشی‌ها می‌توانند «عقلانی» باشند یک موضوع بسیار بحث‌برانگیز و مهم است.

 

دو نظر مختلف برخاسته از یک ریشه

طرح خط‌مشی صنعتی ملی معمولا دو نام را به همراه دارد، فلیکس روهاتین و رابرت ریچ. روهاتین شهرت ملی خود را از زمانی به دست آورد که به عنوان رییس سازمان همیار شهرداری مشغول به کار شد. این شرکت یک شرکت بدون بودجه بود که توسط ایالت نیویورک ایجاد شد و ۱۰‌میلیارد اوراق قرضه منتشر نمود. سازمان همیار شهرداری با نجات نیویورک از ورشکستگی معروف شد و روهاتین به عنوان رییس این سازمان در موفقیت حاصل مورد تمجید قرار گرفت. او به «آقای سازنده» مشهور شد.

شهر نیویورک در سال ۱۹۷۵ مبلغ ۷۲۴‌میلیون‌دلار برای پوشش هزینه‌های خود وام گرفت. در مدت زمان کوتاهی این بدهی تبدیل به ۵/۴‌میلیارد‌دلار شد. سازمان همیار شهرداری به منظور تامین مالی بدهی‌های کوتاه‌‌مدت و رفع مشکلات پیش رو راه‌اندازی شد. این سازمان فقط قادر بود تا با پشتیبانی دولت فدرال فعالیت نماید. بر اساس بررسی‌ها و ارزیابی‌های بازارهای سرمایه، مشخص شد که حتی اگر شهر نیویورک نتواند، مالیات دهندگان می‌توانند بدهی اوراق قرضه را پوشش دهند. شهر نیویورک توانست به واسطه انتقال دادن ریسک‌های خود به سطح ملی، از ورشکستگی نجات پیدا کند.

خط‌مشی صنعتی ملی پیشنهاد شده از سوی روهاتین برای حیات دوباره بخشیدن به یک آژانس از کار افتاده به نام سازمان تامین مالی نوسازی ارائه شد که این سازمان با هدف سرمایه‌گذاری در صنایع و مناطق رو به ویرانی و شکست شروع به کار کرده است. هم‌چنین روهاتین به منظور تسهیل و گسترش

ساخت و‌ساز از سیستم اختیارات بانکی فدرال تقاضای تسهیل اعتبار‌دهی نموده است. سازمان تامین مالی نوسازی بر اساس اظهارات روهاتین نسبت به فشار جامعه آسیب‌ناپذیر است؛ چرا که تصمیمات سرمایه‌گذاری خود را پشت درهای بسته و پس از مشورت با نمایندگان دولت، کارگران و تجار می‌گیرد. از شرایط اعطای کمک مالی از سوی این سازمان برقراری تغییرات سیاستی و مدیریتی در سازمان مورد نظر و همچنین برخورداری از سهام مشارکتی در آن سازمان می‌باشد. در نتیجه صنایع رو به نابودی مانند فولاد، نساجی، لاستیک و خودرو‌سازی از موارد مورد نظر این سازمان خواهد بود.

رابرت ریچ، استاد دانشگاه‌‌هاروارد، طرح پیشنهادی خود را برای حمایت از صنایعی که پتانسیل یک آینده تکنولوژیکی روشن دارند، بیان می‌دارد. بر خلاف روهاتین، نظرات ریچ در مورد سازمان تامین مالی نوسازی، این سازمان را وارد جامعه می‌کند و از همه اقشار جامعه برای مشارکت دعوت به عمل می‌آورد.

جالب آن است که ریچ و روهاتین به طرح‌های یکدیگر انتقاد می‌کنند. ریچ بر این باور است که نظر روهاتین در مورد درهای بسته سازمان موجب تمرکز قدرت می‌شود که خطرناک است و تهدیدی برای طبیعت دموکراتیک سازمان به شمار می‌آید. انتقاد روهاتین این است که درهای باز سازمان موجب تصمیمات سیاسی می‌شود. هر دو نظر در مورد سازمان تامین مالی نوسازی تا حدی به جا و قابل قبول است.

 

اعتبار به دست آمده است

بازار آزاد اعتبار را بر اساس سودآوری بنگاه افزایش می‌دهد. اگر نشانه‌هایی دال بر شکست یا افول یک بنگاه وجود داشته باشد بازارهای اعتباری یا هزینه بیشتری بابت قرض دادن پول به این بنگاه‌ها می‌گیرند یا این که اصلا دیگر به این سازمان‌ها کمک مالی نمی‌کنند. از سوی دیگر اعتبار به بنگاهی تعلق می‌گیرد که در حال رشد و موفقیت باشد. این یک پدیده سالم است؛ چرا که بدین وسیله سازمان‌های سودآور از بازارهای اعتباری پاداش می‌گیرند و صنایع زیان‌ده جریمه می‌شوند. یک بنگاه سود‌آور بنگاهی است که رضایت مصرف‌کنندگان خود را جلب می‌کند و منابع خود را به بهترین وجه به تولید اختصاص می‌دهد. از سوی دیگر یک بنگاه غیر سودآور، بنگاهی است که نمی‌تواند نیاز مشتریان خود را پاسخ دهد و نمی‌تواند منابع خود را به درستی به تولید اختصاص دهد.

طرح سازمان تامین مالی نوسازی با اعطای کمک‌های مالی به صنایع در حال مرگ، رشد اقتصادی را کاهش می‌دهد؛ چرا که منابع را به درستی اختصاص نمی‌دهد. به علاوه این سازمان آخرین سازمانی است که برای پول قرض گرفتن به سراغش می‌روند. صنایعی که آنچنان دورنمایشان تاریک است که نمی‌توانند از بازارهای خصوصی تامین مالی کنند و برای رفع مشکلات مالی خود به سازمان تامین مالی نوسازی مراجعه می‌کنند.

وقتی به سازمان‌های رو به افول کمک مالی می‌شود امکان اعطای کمک به سازمان‌های مستحق‌تر کم می‌شود. این امر یا به دلیل افزایش نرخ سود در نتیجه فعالیت‌های دولت و یا به دلیل افزایش سرمایه مشهود یک وام‌گیرنده، همانند تراکتورهای یک زمین کشاورزی، در ازای افزایش هزینه‌ دیگران رخ می‌دهد. بنابراین ما منابع را به آن بنگاه‌های پرخطری اختصاص می‌دهیم که یا شکست می‌خورند یا تولیدی بی‌اثر و بی‌نتیجه دارند. بنابراین، این طرح صرفا اختصاص‌دهی سرمایه در یک خط‌مشی صنعتی نیست. این طرح می‌تواند منجر به کاهش ثروت کشور بشود.

هیچ تضمینی وجود ندارد که دولت بهتر از بازارهای اعتباری بتواند تکنولوژی آینده را پیش‌بینی نماید. چند سال پیش فرانسه و انگلیس به یک بنگاه دولتی ملحق شدند تا به ساخت سریع‌ترین هواپیمای جهان بپردازند. نتیجه کار این بنگاه هواپیمای غول پیکر کونکورد بود که اکنون مدت‌ها است که دیگر تولید نمی‌شود. آزمون سود و زیان، بهترین معیار برای تشخیص رو به رشد بودن صنایع است و بازارهای اعتباری بهترین ابزار را برای انجام این کار در دست دارند.

 

تحت سلطه سوسیالیسم

اگر اعتبارات به صورت سوسیالیستی و همگانی درآید دیگر پاداشی برای اختصاص درست اعتبارات به موسسات مربوطه اعطا نمی‌‌شود، چراکه دیگر دولت مسوولیتی برای سودآور بودن ندارد. مسائل دیگر همچون «مصلحت همگانی» نیز در بازی‌های سیاسی به فراموشی سپرده می‌شوند. در ۲۵ جولای سال ۱۹۸۳، هنگامی که سناتور پروکسمایر داشت در مورد مطلوبیت تاسیس یک خط‌مشی صنعتی ملی صحبت می‌کرد به این سوال که منابع چه گونه باید اختصاص یابند، این گونه پاسخ داد:

پول به سمتی کشیده می‌شود که قدرت سیاسی وجود داشته باشد… پول به جایی می‌رود که قدرت اتحادیه وجود داشته باشد. به جایی می‌رود که شرکت‌کنندگان کمپین‌ها می‌خواهند. به جایی می‌رود که دولت، وزیران، سناتورها و اعضای کنگره، قدرت هل‌ دادن آن را دارند. اگر کسی فکر می‌کند که کمک‌های مالی دولت بر اساس استحقاق سازمان‌ها به آنها اختصاص می‌یابد به این معنی است که مدت زیادی در واشنگتن زندگی نکرده است.

به علاوه با وجود لابی‌گرها، اتحادیه‌های کارگری و اعضای کنگره که بر تصمیمات سازمان تامین مالی نوسازی تاثیر زیادی دارند و آن را مجبور به اعطای کمک‌های مالی بیش از اندازه می‌کنند، نابودی صنایع دور از انتظار نیست. صنایع به اصطلاح «جدید» یا «آینده‌دار» که ریچ علاقه زیادی به کمک کردن به آنها دارد ممکن است نفوذ سیاسی لازم به‌اندازه صنایع جا‌افتاده و قدیمی را نداشته باشد. یک سازمان تامین مالی باید پاداش‌های مضاعفی برای گروه‌هایی که وارد فعالیت‌های سود‌ده می‌شوند، در نظر بگیرد. ملاحظات سیاسی وارد این بازی خواهد شد و آن دسته از صنایع کارآیی که عاری از قدرت سیاسی هستند از کمک‌های مالی بی‌بهره خواهند ماند.

 

تخصیص دولتی اقتصاد را به بی‌راهه می‌کشاند

به همان اندازه که مشتریان از کانال اختصاص منابع سازمان تامین مالی ناراضی باشند، ما در صحت اطلاعات اقتصادی که برای بنگاه‌ها بسیار مهم است، خلل ایجاد نموده‌ایم. هنگامی که سودآوری نسبی صنایع به اجبار توسط دولت تغییر داده می‌شود، سیگنال‌های اشتباهی به کارآفرینان می‌رسد و بنابراین سرمایه‌گذاری‌های نادرستی رخ می‌دهد. در این صورت سازمان تامین مالی دارد، بنگاه ناکارآمد را به قیمت زندگی بنگاه‌های کارآمد، حمایت می‌کند.

این اتفاق هم اکنون در حال رخ‌دادن است. اگر نگاهی به فعالیت‌های دولت فدرال بیندازیم، می‌بینیم که مبلغ ۳۰‌میلیارد‌دلار به طور مستقیم وام داده شده است و بیش از ۱۵۰ آژانس وجود دارد که این وام‌ها را برای گروه‌های مختلف در کشور تضمین می‌نمایند. ارزش همه این فعالیت‌ها حدود ۱۰۰‌میلیارد‌دلار در سال است. هربرت ام. کافمن، اقتصاد‌دان دانشگاه آریزونا تاثیر وثیقه‌های وام‌های فدرال را مورد مطالعه قرار داده است و به نتایج جالبی دست پیدا کرده است. برای هر یک‌میلیارد‌دلار وثیقه وام فدرال، بین ۷۳۶‌میلیون تا ۲/۱‌میلیارد‌دلار از سرمایه‌های شخصی که می‌توانستند در جایی سرمایه‌گذاری شوند، بلوکه می‌شوند. به علاوه با توجه به پاداش‌ها و تشویق‌هایی که در قوانین مالیاتی کنونی وضع شده است، مسیر تولید و اختصاص منابع بدون توجه به سازوکار بازار عوض شده است. برای مثال، در محاسبات مالی سال ۱۹۸۶، مجموع تخفیف‌های مالیاتی داده شده به اشخاص حقیقی و حقوقی در حدود ۴۰۰‌میلیارد‌دلار بوده است. تخمین زده شده است که تنها در سال ۱۹۸۳، بیش از ۳۵‌میلیارد‌دلار از درآمد افراد ثروتمند به دلیل سرمایه‌گذاری در فعالیت‌هایی مانند اکتشاف نفت، آواکادو، مزارع تهیه‌کننده لبنیات، دفتر املاک و دیگر شرکت‌های مشابه، معاف از مالیات شده است. این یکی از دلایلی است که لی لاکوکا بیان می‌کند که ما هم‌اکنون هم یک خط‌مشی صنعتی داریم. شکی نیست که بخش زیربنایی و ریشه‌ای اقتصاد ما مستقیما تحت تاثیر اتفاقاتی است که خارج از سازوکار بازار آزاد است.

 

تاریخچه سازمان تامین مالی نوسازی

شاید راه بهتر درک طرح‌های پیشنهادی خط‌مشی صنعتی ملی، مطالعه‌ پیشینه سازمان تامین مالی نوسازی باشد.

سازمان تامین مالی نوسازی در ۲۲ ژانویه سال ۱۹۳۲ به عنوان بخشی از برنامه هربرت هوور برای مقابله با رکود آن زمان تاسیس شد. هدف این سازمان تامین کمک‌های مالی برای انواع موسسات سهامی عام و خاص بود تا بهبود اقتصادی سریع‌تر و راحت‌تر انجام شود. در طی اولین ماه‌های تاسیس، این سازمان از افشای نام موسسات تحت پوشش کمک‌های خود امتناع می‌ورزید. چرا که بیم آن می‌رفت عموم سازمان‌ها امید خود را نسبت به دریافت کمک از سازمان تامین مالی از دست بدهند و دریافت کمک از این سازمان را به عنوان آخرین گزینه ممکن در نظر بگیرند. اما کنگره این سیاست را مورد بازبینی قرار داد و دستور داد که فعالیت‌های این سازمان برای مردم شفاف‌سازی شود. خیلی زود مشخص شد که وام‌ها چنان که در زیر می‌بینید، با توجه به ملاحظات سیاسی پرداخت می‌شده‌اند:

۱ – ۹۰‌میلیون‌دلار به بانک مرکزی شیکاگو که مدیر عامل آن رییس سابق سازمان تامین مالی بود.

۲ – ۱۴‌میلیون‌دلار به انجمن اتحادیه شرکت‌های کلیولند. مدیرعامل این سازمان خزانه‌دار کمیسیون ملی جمهوری‌خواهان بوده است.

۳ – ۳ /۱۲‌میلیون‌دلار به انجمن اتحادیه شرکت‌های گاردین در کلیولند. اتلی پومرون، رییس سازمان تامین مالی، مدیر این انجمن بود.

۴ – ۴ /۷‌میلیون‌دلار به انجمن اتحادیه شرکت‌های بالتیمور که معاون مدیر عامل این سازمان سناتور جمهوری‌خواهان بود.

۵ – ۱۳‌میلیون‌دلار به انجمن اتحادیه شرکت‌های گاردین در دیترویت. مدیر این انجمن روی دی.چاپین، منشی امور بازرگانی سازمان تامین مالی بود.

سازمان تامین مالی نوسازی طی سال‌ها جدایی از بانک‌ها و انجمن‌های اتحادیه برای شرکت‌های بیمه، شرکت‌های تسهیلاتی خرید خانه، اتحادیه‌های اعتباری، سازمان‌های اعتباری کشاورزی، راه آهن‌ها و حتی اتاق‌های ماساژ و مشروب فروشی‌ها هم کمک مالی فراهم نمود. طی ۱۳ سال سازمان تامین مالی بیش از ۳۵‌میلیارد‌دلار کمک نموده است. البته برخی از مدافعان این سازمان ادعا می‌کنند که زمانی که این سازمان فعالیت خود را متوقف نمود، ۵۰۰‌میلیون‌دلار باقی گذاشته بود، اما یک تحلیل دیگر افشا نمود که این سازمان ۵/۱۱‌میلیارد‌دلار بابت وام‌های پس نگرفته و سوخت شده ضرر نموده است.

آیا سازمان تامین مالی نوسازی به اهداف خود دست پیدا کرد؟ اگر بیکاری را به عنوان یک معیار مناسب انتخاب کنیم، آنگاه باید نتیجه بگیریم که این سازمان شکست خورده است. در سال ۱۹۳۱ تعداد افراد بیکار ۸‌میلیون نفر بود. در سال ۱۹۳۹ این تعداد به ۹‌میلیون رسید. بیکاری فقط بعد از پیرل‌هاربر کاهش پیدا کرد. تمام آنچه که این سازمان انجام داد اختصاص بد منابع بود. سرمایه‌ها از فعالیت‌های کارآ به فعالیت‌های ناکارآ انتقال داده شد که این کار فقط از نظر سیاسی قابل توجیه است. هیچ کس نمی‌داند چه میزان سرمایه از این سازمان خارج شد؛ اما اگر مطالعات کافمن را ملاک قرار دهیم، تاثیری که این سازمان برجا گذاشت باور نکردنی است.

 

ژاپن

یکی از نمونه‌های قابل‌توجه طرفداران خط‌مشی صنعتی ملی، کشور ژاپن است. بر اساس این نسخه، تحول اقتصادی ژاپن به واسطه رهنمودهای وزیر صنایع و بازرگانی بین‌المللی این کشور انجام شد. بنابراین آنچه که ما باید انجام دهیم راه‌اندازی وزارت صنایع و بازرگانی بین‌المللی بومی است تا بهبود اقتصادی آینده از آن ما باشد. قبل از این که این کار را انجام دهیم، بد نیست ببینیم که این وزارتخانه در ژاپن چه کاری انجام داده است. آیا تحول اقتصادی ژاپن تنها به واسطه وزارت صنایع و بازرگانی بین‌المللی این کشور بوده است؟ یا به دلیل سیاست محدودیت دولت و عدم مداخله دولت در امور اقتصادی؟

در اواخر جنگ جهانی دوم ژاپن چه از نظر نظامی و چه از نظر اقتصادی کاملا نابود شده بود. دو شهر هیروشیما و ناکازاکی، با بمب‌های اتمی ویران شده بودند. غذا کم بود و فقط ۱۶‌درصد از زمین‌های ژاپن قابل کشت بود. در سال ۱۹۴۷ بیش از نیمی از جمعیت ژاپن وارد کار کشاورزی شدند. به‌رغم فقدان سرمایه و فن آوری، ژاپن دارای نیروی کار زیاد و ارزان بود. بنابراین صنایع کارگر‌محور شروع به تولید محصولاتی همچون مواد غذایی، پارچه، ظروف سفالی و نوشیدنی نمودند. این صنایع صادراتی، ارز وارد ژاپن نمود و این کشور را قادر به وارد نمودن فن‌آوری خارجی، مواد اولیه و تخصص مدیریتی نمود.

به دنبال ادامه رشد در سال ۱۹۶۰ کم‌کم صنایع سرمایه‌محور به وجود آمدند که محصولاتی چون خودرو، موتورسیکلت، تلویزیون، رادیو و دوربین تولید می‌کردند.

موفقیت ژاپن در صادر نمودن این کالاها نتیجه کار ‌هزاران کارخانه خصوصی بود که مواد اولیه ارزان را وارد می‌کرد و با استفاده از فن‌آوری خارجی به تولید می‌پرداختند. نقش به خصوص دولت ژاپن و وزارت صنایع و بازرگانی خارجی در این برهه چه بوده است؟

در دهه ۱۹۵۰ وزارت صنایع و بازرگانی بین‌المللی به این نتیجه رسید که دیگر امکان دادوستد ترانزیستورها وجود ندارد. با این همه تغییر در ترانزیستورها یک ایده انقلابی به حساب می‌آمد. بنابراین برای دو سال این وزارتخانه از تلاش سونی برای کسب اجازه تولید از وسترن الکتریک ممانعت کرد. همچنین این وزارتخانه بر این باور بود که خودروسازی ژاپن توان رقابت جهانی ندارند. بنابراین آنها تلاش کردند تا تولید‌کننده‌ها را از صادر کردن منصرف کنند. به علاوه این وزارتخانه فکر می‌کرد که تعداد خودروسازهای ژاپنی بیش از اندازه است و بنابراین آنها را مجبور نمود تا تلفیق شوند و کلا به دو خودروساز نیسان و تویوتا تبدیل شدند. جالب این جا است که وزارت صنایع و بازرگانی بین‌المللی نتوانست جامعه کسب و کار ژاپن را وادار به انجام عقایدش کند. رابرت ریچ به صنعت نیمه‌رسانای ژاپن به عنوان یکی از صنایعی که دولت به درستی مورد حمایت قرار داد، اشاره می‌کند. اما اگر نگاه دقیق تری به آمار بیندازیم، دولت آمریکا ده برابر ژاپن در این صنعت سرمایه‌گذاری نمود. بنابراین سرمایه‌گذاری دولت علت موفقیت صنعت نیمه‌رساناها در ژاپن نیست. در واقع سهم دولت ژاپن در همه برنامه‌های تحقیق و توسعه بسیار ناچیز است. این رقم در آمریکا ۴۸‌درصد، ولی در ژاپن ۲۸‌درصد است.

طی دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ دولت ژاپن به بازسازی زیرساخت‌های کشور توجه زیادی نمود. جاده‌ها، بنادر و فرودگاه‌ها نمونه‌های این بازسازی بودند. در این مدت دولت بودجه خود را متعادل نمود و مالیات‌ها پایین نگه داشته شد. سیستم مالیات، پس‌اندازها را جریمه نمی‌کرد و از همان موقع تاکنون سهم درآمد ملی حاصل از مالیات آن بین کشورهای توسعه‌یافته کمترین بوده است. به علاوه خرابی‌های جنگ جهانی دوم قدرت غول بوروکراتیک قدیمی، زایباتسو را نیز از بین برد و حس رقابت را جایگزین آن کرد.

شاید عجیب‌ترین واقعیت آن باشد که برخلاف آنچه که طرفداران خطی مشی صنعتی ملی ادعا می‌کنند، اکثر وام‌هایی که اخیرا به کسب‌و‌کار ژاپن پرداخت شده است از طرف بخش خصوصی پرداخت شده است. به عبارت دیگر هیچ هدف‌گذاری مالی بزرگی برای صنایع از طرف دولت انجام نشده است. در واقع صنایعی که از کمک مالی دولت بهره‌مند شده‌اند از نظر سیاسی قدرتمند بوده‌اند، اما از نظر اقتصادی نه.

کشاورزان از انواع حمایت به شکل سوبسید و محدودیت در واردات برخوردار هستند. معادن زغال‌سنگ می‌توانند از وام کم ‌بهره استفاده کنند، اما با این حال تولید از ۵۴‌میلیون تن در سال ۱۹۶۲ به ۱۹‌میلیون در سال ۱۹۷۸ کاهش یافته است. صنعت کشتی‌سازی نیز از وام کم‌بهره برخوردار است. البته بعد از سال ۱۹۷۷، ۴۶۰۰۰ کارگر اخراج شدند و هم‌اکنون از ۳۵‌درصد ظرفیت استفاده می‌کند. پالایشگاه نفت، پتروشیمی و آلومینیوم نیز از کمک‌های دولت بهره‌مند هستند، اما هیچ یک از این صنایع دلیل اصلی نرخ بالای رشد ژاپن نبوده‌اند. رمز موفقیت ژاپن شاید سیاست دولت در کنترل نمودن مخارج و سرمایه‌گذاری‌ها و برقراری فضای مناسب کسب و کار در کشور بوده است.

آیا درست است که به‌رغم برخورداری از سیاست کلی حمایت از شرکت‌ها، صنایع اقتصادی ما در حال نابودی هستند؟ شاید نگاهی اجمالی به آمارها قضیه را روشن کند.

الگوی در حال تغییر اقتصاد آمریکا

باور مشترک طرفداران خط‌مشی صنعتی ملی بر این است که اقتصاد از تولید فاصله گرفته است. کارکنان غیر کشاورز از ۶/۶۰میلیون در سال ۱۹۶۵ به ۸/۹۰‌میلیون در سال ۱۹۸۰ افزایش یافته است. در همین زمان بخش تولید بین ۵/۱۸ تا ۲۱‌میلیون نوسان فرصت شغلی داشته است. بین سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۵ در حدود یک‌میلیون کار تولیدی از بین رفت، اما در عین حال ۳‌میلیون کار تولیدی در سال‌های ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ ایجاد شد. برخی از صنایع تولیدی به دلیل بحران اخیر کوچک و ضعیف شدند، اما همچنان استخدام بخش تولیدی پابرجا مانده است. ترس‌ها از اینکه بخش تولیدی ما از گردونه خارج شود به واقعیت بدل نشد.

البته در این مدت مقداری از اهمیت بخش تولیدی کاسته شد. در سال ۱۹۶۵، ۳۰‌درصد از کارکنان غیربخش کشاورزی در بخش تولید فعال بودند، در حالی که این‌درصد در سال ۱۹۸۰، ۲۲ درصد بود. رشد شغلی بیشتر در بخش خدمات و بخش‌های دولتی رخ داده است، اما این بدان معنا نیست که ما با سرعت داریم به ملتی از سرایداران تبدیل می‌شویم. سهم کارهای تولیدی در ژاپن، آلمان و انگلیس بیشتر از کشور ما کاهش داشته است. اگرچه دلایل کاهش سهم مشاغل تولیدی متنوع است، اما این دلایل هیچ تحلیل منطقی‌ ارائه نمی‌کنند. یکی از دلایل این است که برخی صنایع مانند فولاد در عین حالی که کارآیی در حال کاهشی داشتند به نیروهای کاری تحت پوشش اتحادیه، حقوق بسیار زیادی می‌پرداختند. حقوق متوسط یک کارگر خودروسازی در ژاپن نصف هم‌رده او در آمریکا است. از طرفی بسیاری از کارکنان به صورت داوطلبانه کار خود را در بخش تولید ترک کردند و به سمت مشاغل پردرآمدتر بخش خدمات رفتند. بخش خدمات در دهه ۱۹۷۰، ۹‌میلیون فرصت شغلی به وجود آورد. از این تعداد در حدود ۸‌میلیون جزو مشاغل تجاری و حرفه‌ای بودند. به علاوه رشد بخش خدمات با ورود بسیاری از افرادی که می‌توانستند کار پاره‌وقت انجام دهند و به دنبال مشاغل موقت و ساده بودند، مانند جوانان و سالمندان، محقق شد. واضح است که این مشاغل برای عده‌ای بسیار جذاب است. البته هیچ نگرانی از جهت نابودی بخش تولید وجود ندارد. حتی اگر بخش تولید در حال نابودی باشد، این امر برای توجیه یک خط‌مشی صنعتی کافی نیست.

نتیجه‌گیری

چنانکه دیدیم طرح‌های پیشنهادی خط‌مشی صنعتی ملی بر اساس یک درک نادرست از مسائل زیربنایی اقتصادی قرار داده شده‌اند. اگر خواهان آن هستیم که یک اقتصاد را از بین نبریم، نقش سیستم قیمت‌گذاری، تخصیص منابع و عرضه و تقاضا از موارد حیاتی هستند که باید مورد نظر داشته باشیم. چنانکه فردریک‌ هایک اظهار کرد، مساله اصلی در اقتصاد این است که دانش همه زمینه‌های مربوطه «هرگز به یک شکل یکپارچه و جمع‌آوری شده وجود ندارد، اما به طور جداگانه و به صورت دانشی ناقص و جسته گریخته در میان افراد زیادی پراکنده شده است، به گونه‌ای که هر کس بخشی از آن را دارد.» این امر دلیل اصلی عجز همه طراحان، از طراحی برنامه ۵ ساله شوروی گرفته تا خط‌مشی صنعتی، می‌باشد. فهم علت این امر یک موفقیت بزرگ است. به همین دلیل است که وجود گروه‌هایی برای آموزش اقتصادی مهم است. هر وقت هر یک از ما در جهت افزایش درک خود از وضعیت و سازوکار بازار تلاش نمود، آن گاه است که ما به یک جامعه آزادتر و لایق‌تر نزدیک می‌شویم.

مترجم: شاهین رسولیان

با خدمات آموزشی و مشاوره ای ما بیشتر آشنا شوید:

دوره تخصصی ۲ هفته ای مهارت های کسب و کار در کشور انگلیس SLS Specialist Language Services

دوره عالی مدیریت کسب و کار DBA  Doctor of Business Administration

دوره مدیریت کسب و کار MBA Master of Business Administration

ارائه خدمات مشاوره ای در دو بخش مشاوره فردی و کسب و کار

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۴ ، ۱۳:۵۹
سلیم خلیلی

چگونگی هدایت کارکنان در مسیر مطلوب

شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ۰۱:۵۸ ب.ظ

چگونگی هدایت کارکنان در مسیر مطلوب

دوره MBA و DBA

دوره MBA و DBA

منبع: کتاب کلیدهای طلایی مدیریت منابع انسانی

یک شرکت مشاور متخصص در امور پلیس متوجه شد که در یک منطقه شهری، افسران به موقع سر مسوولیت شیفت خود حاضر می‌شوند، سوار خودروهای خود می‌شوند، در مسیر بزرگراه اصلی شهر حرکت می‌کنند و در تمام مدت شیفت خود به سرعت از این سر بزرگراه به سر دیگر آن رانندگی می‌کنند.

یک شرکت مشاور متخصص در امور پلیس متوجه شد که در یک منطقه شهری، افسران به موقع سر مسوولیت شیفت خود حاضر می‌شوند، سوار خودروهای خود می‌شوند، در مسیر بزرگراه اصلی شهر حرکت می‌کنند و در تمام مدت شیفت خود به سرعت از این سر بزرگراه به سر دیگر آن رانندگی می‌کنند.

 سلیم خلیلی مدرس و مشاور حوزه کسب و کار و برگزار کننده دوره های MBA  و DBA با مجوز وزارت علوم و همکاری دانشگاه های داخلی و خارجی، این مطلب را برای شما انتخاب کرده است 

چگونگی هدایت کارکنان در مسیر مطلوب

منبع: کتاب کلیدهای طلایی مدیریت منابع انسانی

یک شرکت مشاور متخصص در امور پلیس متوجه شد که در یک منطقه شهری، افسران به موقع سر مسوولیت شیفت خود حاضر می‌شوند، سوار خودروهای خود می‌شوند، در مسیر بزرگراه اصلی شهر حرکت می‌کنند و در تمام مدت شیفت خود به سرعت از این سر بزرگراه به سر دیگر آن رانندگی می‌کنند.

یک شرکت مشاور متخصص در امور پلیس متوجه شد که در یک منطقه شهری، افسران به موقع سر مسوولیت شیفت خود حاضر می‌شوند، سوار خودروهای خود می‌شوند، در مسیر بزرگراه اصلی شهر حرکت می‌کنند و در تمام مدت شیفت خود به سرعت از این سر بزرگراه به سر دیگر آن رانندگی می‌کنند.

به‌طور قطع اینگونه گشت‌زنی سریع در یک منطقه خاص با انجام وظیفه واقعی پلیس فاصله زیادی دارد. ولی زمانی که مشاور مذکور متوجه شد که انجمن شهر آن منطقه کیلومتر طی شده توسط خودروهای پلیس را به‌عنوان معیار کارآمدی پلیس در نظر می‌گیرد، علت و معنای این رفتار پلیس به مقدار زیادی برایش مشخص گردید. انجمن شهر به‌طور ناخودآگاه به «کیلومتر زیادتر طی شده» توسط خودروهای پلیس پاداش می‌داد و به همین دلیل افسران سعی بر افزایش مقدار کیلومترشمار خودروهای خود می‌کردند!

مدیران معمولا به رفتارهایی که خواهان از بین بردن آنها هستند جایزه می‌دهند و در تشویق و پاداش به رفتارهای مطلوبی که واقعا مورد علاقه‌شان است ناکام می‌مانند. گاهی مدیریت ادعا می‌کند که خواهان کار گروهی است، ولی عملا به دستاوردهای شخصی پاداش می‌دهد، پس از این که کارکنان با یکدیگر رقابت می‌کنند و دائما به دنبال نفر اول شدن هستند، تعجب می‌کند. مدیریت از اهمیت کیفیت صحبت می‌کند، ولی عملکرد بدکارکنان تولیدکننده محصول بنجل و بی‌کیفیت را نادیده می‌گیرد و کسانی را که به علت تاکید در رعایت کیفیت محصول تولیدی خود از برنامه‌های تولید عقب می‌افتند، تنبیه می‌کند.

مدیران ارشد در مورد اهمیت عملکرد اخلاقی مدیران خود در بوق و کرنا می‌دمند سپس به مدیری که دارای عملکرد اخلاقی کاملا مشکوکی است، ارتقای شغلی قابل‌توجهی می‌دهند.

مدیرانی که از بی‌انگیزگی کارکنان خود شکایت می‌کنند باید نظام‌های ارزش‌گذاری و پاداش‌دهی خود را بازنگری کرده و امکان پاداش‌دهی رفتارهای غیرمطلوب را در آن، مورد بررسی قرار دهند. این بازنگری باید با تعیین انواع رفتارهایی که در حال حاضر مورد قدردانی قرار گرفته و به آنها پاداش داده می‌شود، آغاز شود.

نتایج این بررسی در بیشتر مواقع حاکی از این است که سازمان‌ها به آن چیزهایی که خیال می‌کنند پاداش می‌دهند، پاداش نمی‌دهند! بدیهی است که اگر این نتیجه‌گیری درست باشد نظام قدردانی و پاداش‌دهی باید به منظور ارج‌گذاری به رفتارهای مطلوب اصلاح گردد. اگر خواهان کیفیت هستید، به کیفیت ارج گذارید و جایزه دهید. چنانچه خواستار رفتارهای اخلاقی هستید، به کسانی که اخلاقی عمل می‌کنند پاداش دهید.

اصلاح نظام‌های ارج‌گذاری و پاداش‌دهی الزاما کار پیچیده‌ای نیست. انجام تعدیلات کوچکی در این نظام‌ها می‌تواند به تفاو‌ت‌های بزرگی منجر شود و فنون معمولی و کوچک مورد استفاده شما در خانه می‌تواند در محل کار هم مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، اگر یک دانه شیرینی برای دو بچه خود بخرید، آیا انتظار دارید آن دو در مورد اینکه کدام یک نصف را بردارد با یکدیگر جنگ و دعوا کنند؟ به احتمال زیاد بله. آیا تاکنون پیش آمده است که این شیرینی را به یکی از بچه‌ها بدهید و از او بخواهید تا آن را نصف کند و سپس به برادر یا خواهرش اجازه دهد تا او نصفه خود را اول انتخاب کند؟ این فرآیند ساده ارج‌گذاری به مسوولیت مشترک به واقع موجب تقسیم دقیق و مساوی شیرینی شده، دعوا و کشمکش را به اندازه زیادی کاهش می‌دهد.

قدرشناسی انگیزه‌ای قوی(و خیلی ارزان‌قیمت) است

چند سال قبل ۱۵۰۰ نفر از کارکنان محیط‌های مختلف کاری مورد بررسی قرار گرفتند تا نظر خود را در مورد قدرتمندترین عامل انگیزشی در محیط کار اعلام کنند. پاسخ آنها چه بود؟ قدرشناسی، قدرشناسی و باز هم قدرشناسی! مطابق یافته‌های یک پژوهش دیگر، کارمندان از میان مجموعه‌ای از انگیزه‌های مطرح شده، بیشترین امتیاز را به تشکر شخص مدیر مربوط از کار خود داده‌اند. ولی پنجاه و هشت درصد پاسخ‌دهندگان در این بررسی اظهار می‌داشتند که مدیران‌شان از انجام چنین تشکری خودداری می‌کنند.

در اقتصاد جهانی شده پررقابت امروزی بیشتر سازمان‌ها تحت فشار شدید هزینه‌ها هستند. این وضعیت به برنامه‌های تقدیر از کارکنان اهمیت و جذبه منحصر به فردی می‌دهد. چرا که برخلاف اکثر انگیزه‌های دیگر، قدرشناسی از عملکرد بهتر یک کارمند معمولا هزینه کمی دارد یا بدون هرگونه هزینه است. شاید به همین دلیل است که در پژوهشی که اخیرا در مورد ۳ هزار نفر از کارفرمایان به عمل آمد، دو سوم آنها اعلام داشتند که از روش اعطای جایزه‌ برای قدرشناسی کارکنان استفاده می‌کنند یا در آینده استفاده خواهند کرد. قدرشناسی به ویژه در انگیزاندن کارگران کم‌دستمزد موثر بوده است. این روش کم‌هزینه بوده و اعتماد به نفس کارکنان را افزایش می‌دهد.

شواهد بسیار زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد قدرشناسی فوری از یک رفتار خوب موجب تکرار آن رفتار می‌شود. چگونه مدیران می‌توانند از این واقعیت برای کمک به انگیزش کارکنان استفاده کنند؟ آنها می‌توانند به کارمند موردنظر برای کار خوبی که انجام داده به طور خصوصی تبریک بگویند یا می‌توانند با ارسال یک یادداشت دست‌نویس یا یک پیام پست الکترونیکی از اقدام مثبت او قدردانی کنند. مدیران می‌توانند دستاورد کارکنانی را که نیاز زیادی به پذیرش اجتماعی دارند در میان جمع مورد قدردانی قرار دهند و برای تقویت همبستگی و انگیزش گروهی ممکن است از موفقیت‌های گروه تجلیل کنند. آنها همچنین می‌توانند به منظور قدرشناسی از همکاری‌ها و دستاوردهای کارگروه‌ها جلساتی برگزار کرده و در آنها از گروه‌های مذکور سپاسگزاری کنند و به خاطر داشته باشید که انجام بعضی کارهای کوچک می‌تواند اثرات زیادی داشته باشد.

با خدمات آموزشی و مشاوره ای ما بیشتر آشنا شوید:

دوره تخصصی ۲ هفته ای مهارت های کسب و کار در کشور انگلیس SLS Specialist Language Services

دوره عالی مدیریت کسب و کار DBA  Doctor of Business Administration

دوره مدیریت کسب و کار MBA Master of Business Administration

ارائه خدمات مشاوره ای در دو بخش مشاوره فردی و کسب و کار

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۴ ، ۱۳:۵۸
سلیم خلیلی

مهارتهای کسب و کار

چهارشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۴، ۱۱:۲۶ ق.ظ

دوره تخصصی۲ هفته ای
مهارتهای کسب و کار
در شهر یورک
  انگلستان

دوره تخصصی2 هفته ای مهارتهای کسب و کار در شهر یورک – انگلستان

دوره تخصصی۲ هفته ای مهارتهای کسب و کار در شهر یورک – انگلستان

پیام مدیر اجرایی برنامه های  SLS ایران

به دنبال توافق تاریخی هسته ای ایران با غرب در ۲۳ تیرماه ۹۴ و بر داشته شدن تحریم های یکجانبه اقتصادی غرب علیه ایران و حضور دوباره شرکت های چند ملیتی در ایران، شرکت های ایرانی با فشار رقابتی بسیار شدیدی مواجه خواهند شد که این رقابت قوانین و قواعد بازی بازار را به طرز شگفت انگیزی تغییر خواهد داد.

در پس هر تهدیدی یک فرصتی نهفته است. شرکت های ایرانی می توانند از این فرصت خارق العاده برای افزایش قدرت و توان رقابتی خود از طریق استراتژی های جهانی، الگوبرداری، ایجاد ارتباطات قدرتمند بین المللی، انتقال دانش مدیریتی غرب  و …. بهره مند شده و تهدیدات را به فرصتهایی برای پیشرفت کسب و کار خود تبدیل نمایند.

دوره تخصصی ۲ هفته ای مهارت های کسب و کار در کشور مهد مدیریت و اقتصاد، انگلستان برای مدیران موفق ایرانی طراحی شده، تا آموزش های نوین مدیریتی را توسط اساتید برجسته این کشور به صورت تئوریک و عملی به مدیران ایرانی، منتقل نمایند.

در کنار آموزش مباحث مدیریتی، اساتید دوره می کوشند تا دانش زبان انگلیسی مدیران ایرانی را افزایش داده و این عزیزان آماده حضور در عرصه تجارت بین المللی شوند.

من و تیم SLS ایران، در این مدت تلاش کردیم تا بهترین بستر آموزشی  و به روز دنیا را برای مدیران ایرانی مهیا نماییم. امیدوارم این عمل سبب پیشرفت دانش مدیریت و کسب و کار کشور عزیزمان ایران شود.

سلیم خلیلی

SLS-PopUP

درباره SLS

SLS فعالیت تخصصی خود را از سال ۱۹۷۵ (بیش از ۴۰ سال) آغاز نموده است. هر ساله تعداد زیادی از مدیران موفق کشور های مختلف جهان در دوره های آکادمی SLS ثبت نام کرده و دانش مدیریت و زبان انگلیسی خود را افزایش می دهند.

 

فیلم معرفی SLS توسط دانشگاه Oxford انگلستان


برخی از مشتریان بین المللی دوره SLS یورک انگلستان

  • شرکت خودرو سازی Rolls Royce
  • رادیو و تلویزیون ایتالیا RAI
  • شرکت خودرو سازی Lamborghini
  • شرکت بین المللی دارویی EBV Elektronik
  • شرکت خودرو سازی Porsche
  • بانک بین المللی BBVA
  • شرکت خودرو سازی Bugatti
  • شرکت بین المللی برق و انرژی ON
  • شرکت خودرو سازی AUDI
  • شرکت بین المللی تجهیزات پزشکی BD
  • شرکت خودرو سازی Volkswagen
  • گروه ریلی Rhomberg Sersa
  • و هزاران شرکت بین المللی دیگر که نام تعدادی از آنها در کاتالوگ آمده است

منافع و مزایای دوره:

  • ۲ هفته آموزش مباحث مدیریتی به زبان انگلیسی توسط اساتید برجسته کشور انگلستان
  • آموزش زبان انگلیسی حین دوره در چهار بخش شنیداری، خواندنی، نوشتاری و مکالمه
  • اخذ ویزای کشور انگلستان
  • یادگیری جدیدترین ابزارها و تکنیک های مدیریتی
  • ارتقا سطح زبان انگلیسی مدیریتی و تجاری
  • آشنایی و ایجاد شبکه تجاری، اقتصادی و سازمانی با جمعی از مدیران برجسته بین المللی
  • تسهیل و هموار شدن مسیر تجارت بین المللی
  • امکان دریافت کلیه مطالب درسی و جلسات مربوطه خودتان در قالب USB Memory
  • و بسیاری مزایای دیگر ….

SLS-PopUP

سر فصل های دوره:

  • رهبری کسب و کار
  • برنامه ریزی کسب و کار
  • تیم سازی در کسب و کار
  • مذاکرات تجاری
  • ارتباطات با فرهنگ های مختلف
  • تصمیم سازی در کسب و کار
  • چرخه کار و مکاتبات اداری
  • نقش کیفیت در کسب و کار
  • گزارش گیری در کسب و کار
  • آموزش و توسعه کسب و کار

 

گواهینامه اهدایی:

  • دریافت گواهینامه بین المللی از SLS انگلستان

هزینه دوره:

  • ۲۹۰۰ پوند انگلستان
    • خدمات آموزشی دوره SLS انگلستان
    • تجربه زندگی و اسکان در کنار خانواده Native انگلیسی
    • صبحانه، ناهار، شام و میان وعده


کاتالوگ دوره تخصصی ۲ هفته ای  مهارتهای کسب و کار در شهر یورک 
انگلستان

SLS-catalog

جهت ثبت نام و کسب  اطلاعات بیشتر به با شماره ۰۹۱۲۱۹۸۲۸۷۵ و ۰۲۱۸۸۲۱۳۰۲۸ تماس حاصل نمایید.

 

محل برگزاری کلاس ها در گوگل Maps:

 

Specialist Language Services

Specialist Language Services

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۴ ، ۱۱:۲۶
سلیم خلیلی

آغاز ثبت نام دوره DBA 

دوره عالی مدیریت کسب و کار  

Doctor of Business Administration

کاتالوگ دوره DBA-Catalog

 

DBA-MBA

Get Ready to Transform Yourself for Success

خودتان را برای تبدیل شدن به آدم موفق، آماده کنید

 

معرفی DBA

 

دوره   DBA مخفف عبارت  Doctor of Business Administration  است، که معنی تحت الفظی آن، دوره عالی مدیریت حرفه ای کسب و کار می باشد و به طور کلی تمامی عملیات اصلی زنجیره ارزش، شامل ایده، بازاریابی ، تامین منابع، طراحی، تولید، عرضه محصولات و خدمات ، منابع انسانی ، فناوری اطلاعات، مالی، برنامه ریزی و … را در بر می گیرد.

 دوره عالی مدیریت حرفه ای کسب و کارDBA  که یک سطح بالاتر از دوره MBA است.

 به منظور آموزش و توانمند سازی مدیران شایسته کشور جهت توسعه و گسترش فعالیت بنگاه ها و سازمان های خدماتی و تولیدی در بخش های خصوصی، دولتی و تعاونی تهیه و تدوین شده است.

در این دوره سعی شده با رویکردی عمل گرایانه (Pragmatist) از یک سو و فعالیت پژوهش محور (Research Oriented) از سوی دیگر، یادگیری آموزش ها به صورت اجرایی و کاربردی را فراهم ساخت.

 

 

دوره عالی مدیریت کسب و کار Doctor of Business Administration (DBA)

دوره عالی مدیریت کسب و کار Doctor of Business Administration (DBA)

اهداف دوره

  • ارتقاء سطح نگرش، دانش و مهارت های دانش پژوه در مدیریت کسب و کار خود.
  • توانمند کردن دانش پژوه به منظور ایجاد تحول در کسب و کار خود و استفاده از بهترین تکنیکها و متدها برای رهبری سازمان.
  • متخصص شدن فارغ التحصیلان در حوزه بازاریابی و فروش.
  • افزایش توانایی در مذاکرات تجاری

شیوه آموزش

  • در دوره  DBA فرایند تدریس از تلفیق سه رویکرد آموزشی برخط یا آنلاین (Mobile Learning)، مکاتبه ای  و حضوری در راستای به حداکثر رساندن کیفیت آموزش اجرا می گردد.

DBA-Mobile

مزایای اصلی دوره:

آموزش به شیوه منتورینگ

انعطاف پذیری دوره با شرایط زمانی و مکانی دانش پژوه

دریافت گواهینامه موسسه آموزش عالی ممهور به مهر دانشگاه جامع علمی و کاربردی و تایید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با قابلیت ترجمه و تایید قوه قضاییه و وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران به درخواست  دانش پژوه

دریافت گواهینامه از دانشگاه آتلانتا University of Atlanta به در خواست دانش پژوه

دریافت گواهینامه از دانشگاه بین المللی Robert Gordon  به در خواست دانش پژوه

.۶ حضور در کشور انگلستان  و گذراندن دوره با اساتید انگلیس زبان

دریافت گواهینامه از مدرس دوره سلیم خلیلی 

 

دوره عالی مدیریت کسب و کار Doctor of Business Administration (DBA)

دوره عالی مدیریت کسب و کار Doctor of Business Administration (DBA)

 

منتور دوره: سلیم خلیلی

استاد و منتور دوره DBA (Doctor of Business Administration) دانشگاه  University of Atlanta(شهر آتلانتا، ایالت جورجیا امریکا)

استاد از راه دوره دانشگاه بین المللی Robert Gordon

دارای سابقه تدریس در دانشگاه تهران، شهید بهشتی، آزاد اسلامی و …

استاد آکادمی بین المللی مدیریت و بازاریابی آلمان، TÜV Rheinland آلمان، IQS انگلستان و  ANCCPایتالیا

کار آفرین نمونه ایران

خالق سبک مدیریت لژیونری در ایران

مدرس و مشاور منتخب پروفسوران برایان تریسی و جک کنفیلد در حوزه مدیریت در ایران

دانش آموخته دانشگاه تهران

مشاور بیش از ۵۰ شرکت داخلی و خارجی در حوزه مدیریت

هزینه دوره:

پکیج اول:

  • دریافت گواهینامه از موسسه آموزش عالی ممهور به مهر دانشگاه جامع علمی و کاربردی و تایید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
  • ظرفیت دوره: نامحدود
  • شیوه آموزش: مکاتبه ای
  • مبلغ پکیج اول : ۳٫۵۰۰٫۰۰۰ تومان

پکیج دوم:

  • دریافت گواهینامه موسسه آموزش عالی ممهور به مهر دانشگاه جامع علمی و کاربردی و تایید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
  • گواهینامه از استاد دوره سلیم خلیلی
  • ظرفیت دوره: ۴۰ نفر
  • شیوه آموزش: آنلاین، مکاتبه ای و حضوری
  • مبلغ پکیج دوم: ۹٫۵۰۰٫۰۰۰ تومان

پکیج سوم:

  • دریافت گواهینامه از دانشگاه بین المللی Robert Gordon
  • گواهینامه از استاد دوره سلیم خلیلی
  • اطلاعات بیشتر در مورد دانشگاه
  • ظرفیت دوره: ۱۵ نفر
  • شیوه آموزش: آنلاین، مکاتبه ای و حضوری
  • مبلغ پکیج سوم: ۲٫۷۰۰ پوند انگلستان

پکیج چهارم:

  • دریافت گواهینامه از دانشگاه آتلانتا University of Atlanta
  • گواهینامه از استاد دوره سلیم خلیلی
  • اطلاعات بیشتر در مورد دانشگاه
  • ظرفیت دوره: ۵ نفر
  • شیوه آموزش: منتورینگ
  • مبلغ پکیج چهارم: ۲۵٫۰۰۰ دلار آمریکا

 

محل دانشگاه های بین المللی در گوگل Maps:

دانشگاه بین المللی Robert Gordon

دانشگاه بین المللی Robert Gordon

 

دانشگاه آتلانتا University of Atlanta

دانشگاه آتلانتا University of Atlanta

 

دوره عالی مدیریت کسب و کار Doctor of Business Administration (DBA)

دوره عالی مدیریت کسب و کار Doctor of Business Administration (DBA)

 

شرایط ورود به دوره:

  • داشتن حداقل مدرک کارشناسی برای گواهینامه های پکیج اول و دوم.
  • داشتن مدرک کارشناسی ارشد یا MBA از موسسات داخلی یا خارجی با قابلیت ترجمه و تایید قوه قضاییه و وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، برای گواهینامه های پکیج سوم و چهارم
  • امکان دریافت ویزا انگلستان و نداشتن منع قانونی برای خروج از کشور
  • داشتن IELTS 7 یا گواهینامه SLS از یورک انگلستان برای پکیج سوم و چهارم
  • دارا بودن حداقل ۳ سال سابقه کار مدیریتی
  • داشتن گوشی تلفن همراه هوشمند و نصب نرم افزار واتس آپ
  • پذیرش قوانین دوره
  • پذیرش در آزمون مصاحبه

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مهر ۹۴ ، ۱۴:۳۴
سلیم خلیلی

دوره مدیریت کسب و کار MBA Master of Business Administration

سه شنبه, ۷ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۳۱ ق.ظ

دوره مدیریت کسب و کار

MBA  Master of Business Administration

دوره مدیریت کسب و کار MBAMaster of Business Administration

دوره مدیریت کسب و کار
MBAMaster of Business Administration

مقدمه معرفی MBA

MBA مخفف  Master of Business Administration است که در آن مدیریت کسب و کار به طور راهبردی، علمی و کاربردی به دانشجویان آموزش داده می شود.

در دوره MBA ، دروسی مانند شناخت فضای تولید و کسب کار ، بازاریابی، مدیریت استراتژیک، مدیریت منابع انسانی، ارتباط با مشتری، روش های نوین تبلیغات، مدیریت منابع مالی، سرمایه گذاری، مدیریت فروش و خدمات پس از فروش، نگرش سیستمی، مدیریت پروژه و … تدریس می شود.

انتظار می رود فارغ التحصیل دوره MBA  دارای توانایی های متفاوتی نسبت به بقیه افراد در ایجاد یا گسترش کسب و کار خود داشته باشد و در راستای فرایند تولید و تجارت، موفق تر و در نتیجه ثروت آفرینی بیشتری حصول نماید.

 MBAرویکردهای مختلف دانش مدیریت و قابلیت درک شایسته نکات ظریف در تجارت را در فرد می پروراند و بستری مناسب را برای اخذ تصمیمات مدیریتی سرنوشت ساز مهیا می نماید.

 

اهداف دوره

  • ارتقاء سطح نگرش، دانش و مهارت های دانش پژوه در مدیریت کسب و کار خود.
  • توانمند کردن دانش پژوه به منظور ایجاد تحول در کسب و کار خود و استفاده از بهترین تکنیکها و متدها برای رهبری سازمان.
  • متخصص شدن فارغ التحصیلان در حوزه بازاریابی و فروش کسب و کار خود.
  • افزایش توانایی در مذاکرات تجاری

شیوه آموزش

  • دوره MBA از تلفیق دو رویکرد آموزشی برخط یا آنلاین و مکاتبه ای در راستای به حداکثر رساندن کیفیت آموزش، برگزار می شود.

مزایای اصلی دوره:

انعطاف پذیری دوره با شرایط زمانی و مکانی دانش پژوه

دریافت گواهینامه موسسه آموزش عالی ممهور به مهر دانشگاه جامع علمی و کاربردی و تایید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با قابلیت ترجمه و تایید قوه قضاییه و وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران

هزینه دوره :

üدریافت گواهینامه از موسسه آموزش عالی ممهور به مهر دانشگاه جامع علمی و کاربردی و تایید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

üظرفیت دوره: نامحدود

üشیوه آموزش: مکاتبه ای و آنلاین

üهزینه سرمایه گذاری: ۲٫۴۰۰٫۰۰۰ تومان

 

سر فصل دوره MBA

حسابداری مدیریت
مدیریت منابع انسانی
برنامه ریزی سازمانی
اصول و فنون مذاکره
مدیریت مشتری مداری (CRM)
مدیریت بازاریابی
مدیریت استراتژیک
مدیریت تبلیغات
برند سازی
طراحی طرح های تجاری

 

مدت دوره:  ۴۶۴ ساعت

شرایط ورود به دوره:

  • داشتن حداقل مدرک کارشناسی
  • پذیرش قوانین دوره

 

  • دوره مدیریت کسب و کار MBAMaster of Business Administration



جهت ثبت نام و کسب  اطلاعات بیشتر به وب سایت www.salimkhalili.com  مراجعه یا با شماره ۰۹۱۲۱۹۸۲۸۷۵ و ۰۲۱۸۸۲۱۳۰۲۸ تماس حاصل نمایید.

 

کاتالوگ دوره

MBA v3 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مهر ۹۴ ، ۰۹:۳۱
سلیم خلیلی

سرمایه‏ های بدون سرمایه

يكشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۴، ۰۲:۲۹ ب.ظ

سرمایه‏ های بدون سرمایه

دوره MBA و DBA
دوره MBA و DBA

یکی از بحث‏های مهم در رشد اقتصادی هر کشور، وضعیت اشتغال و اشتغال‏زایی است؛ موضوعی که ارتباط نزدیکی با شکوفایی اقتصاد و پیشرفت هر کشور از یک سو و بستر‌سازی مناسب برای ترویج فرهنگ کارآفرینی و فعالیت کارآفرینان و فن‏آفرینان از سوی دیگر دارد. به عبارت دیگر هر قدر در جهت توسعه فعالیت کارآفرینان و فن‏آفرینان قدم برداریم، می‏توانیم در طولانی مدت بهبود وضعیت اشتغال و در نتیجه آن رشد اقتصادی کشور را متصور شویم.

در این راستا اقدامات متعددی در کشورمان صورت گرفته است؛ از برگزاری کلاس‏های کارآفرینی برای دانشجویان گرفته تا برپایی جشنواره‏های ویژه کارآفرینی که همه اینها به نوبه خود تاثیرگذار هستند، اما در عمل نیاز جامعه امروز به این موضوع، بیش از این است. از مهم‏ترین کارهایی که در جهت هموار کردن راه برای کارآفرینان و فن‏آفرینان می‏توان انجام داد این است که نخست مسائل و مشکلاتی که سر راه آنها است را شناسایی و طبقه‏بندی کرده و سپس نسبت به برطرف کردن موانع موجود، اقدامات لازم را صورت دهیم.

 سلیم خلیلی مدرس و مشاور حوزه کسب و کار و برگزار کننده دوره های MBA  و DBA با مجوز وزارت علوم و همکاری دانشگاه های داخلی و خارجی، این مطلب را برای شما انتخاب کرده است 

سرمایه‏های بدون سرمایه

یکی از بحث‏های مهم در رشد اقتصادی هر کشور، وضعیت اشتغال و اشتغال‏زایی است؛ موضوعی که ارتباط نزدیکی با شکوفایی اقتصاد و پیشرفت هر کشور از یک سو و بستر‌سازی مناسب برای ترویج فرهنگ کارآفرینی و فعالیت کارآفرینان و فن‏آفرینان از سوی دیگر دارد. به عبارت دیگر هر قدر در جهت توسعه فعالیت کارآفرینان و فن‏آفرینان قدم برداریم، می‏توانیم در طولانی مدت بهبود وضعیت اشتغال و در نتیجه آن رشد اقتصادی کشور را متصور شویم.

در این راستا اقدامات متعددی در کشورمان صورت گرفته است؛ از برگزاری کلاس‏های کارآفرینی برای دانشجویان گرفته تا برپایی جشنواره‏های ویژه کارآفرینی که همه اینها به نوبه خود تاثیرگذار هستند، اما در عمل نیاز جامعه امروز به این موضوع، بیش از این است. از مهم‏ترین کارهایی که در جهت هموار کردن راه برای کارآفرینان و فن‏آفرینان می‏توان انجام داد این است که نخست مسائل و مشکلاتی که سر راه آنها است را شناسایی و طبقه‏بندی کرده و سپس نسبت به برطرف کردن موانع موجود، اقدامات لازم را صورت دهیم.

مسائل کارآفرینان را می‏توان در چند محور اصلی طبقه‏بندی کرد؛ اولین موضوع بوروکراسی‏های زیادی است که منجر به اتلاف وقت و انرژی کارآفرینان می‏شود. صدور بسیاری از مجوزها و طی شدن مراحل اداری، آن‏قدر طول می‏کشد که ممکن است سرخوردگی کارآفرینان را به همراه داشته باشد. باید با تعدیل این روند راه را برای حرکت کارآفرینان به ویژه جوانان هموار کرد. مساله مهم دیگر شرایط دشواری است که برای ورود به بازار در ایران وجود دارد. برای بسیاری از کارآفرینان زمانی که در مسیر تولید یا ارائه فعالیتشان قرار می‏گیرند، این امکان که به راحتی بتوانند ثمره تلاششان را در بازار ارائه دهند، میسر نیست.

اما مشکل اصلی که اکثر کارآفرینان روی آن اتفاق نظر دارند، نبود سرمایه است. بدون شک هر کارآفرینی برای شروع کار یا گسترش فعالیت خود نیاز به سرمایه دارد و در صورتی که نتواند آن را از راه‏های موجود مثل تخصیص بودجه یا اعطای وام دریافت کند، به مشکل بر می‏خورد و گاه به دلیل عدم تامین سرمایه لازم، دست از کار می‏کشد. تسهیلات موجود نیز نواقصی دارند که در بعضی شرایط کارآفرین نمی‏تواند از آنها استفاده کند. مثلا بانکی که در ازای اعطای وام سند مالکیت یا گردش‏های حساب با مبالغ بالا را درخواست می‏کند، در واقع طیف گسترده‏ای از کارآفرینان را تحت حمایت و پوشش خود نخواهد داشت. از طرفی وقتی ایران را از لحاظ کارآفرینی با کشورهای دیگر مقایسه دنیا می‏‏کنیم، متوجه خلأ بزرگی می‏شویم که می‎تواند به شکلی مساله نبود سرمایه لازم را توضیح دهد.

در دنیا به منظور حل این مساله شرکت‌هایی به وجود آمده که به نوعی به مفهوم کارآفرینی گره خورده‏اند و تاثیرات سازنده‏شان آن قدر زیاد است که بسیاری از شرکت‌های موفق دنیا نتیجه آنها هستند. کار اصلی این نوع شرکت‌ها که به(VC (Venture Capital معروف شده‏اند، تامین سرمایه برای کارآفرینانی است که درصدد تاسیس یا گسترش فعالیت خود هستند. به عنوان یکی از نمونه‏های موفق و معروفی که از خدمات VC استفاده کرد و جهش قابل‏ملاحظه‏ای یافت، می‎توان به شرکت گوگل اشاره کرد.

یک سال پس از شکل‌گیری این شرکت در سال 1998 میلادی توسط دو جوان مبتکر، دو شرکت Venture Capital که این صنعت را دارای آینده مناسبی تشخیص می‏دهند، با پرداخت 25 میلیون دلار در سهام آن شریک می‌شوند، آن هم در زمانی که گوگل آنچنان در دنیا شناخته شده نبود و تازه در ابتدای راه قرار داشت. این دو شرکت VC با رعایت اصول تخصصی و حرفه‏ای کسب‌و‌کار خود نه تنها به شکل‌گیری یک صنعت و تجارت بزرگ در دنیا کمک ‏کردند، بلکه خود نیز از این راه درآمد زیادی کسب می‏کنند؛ به طوری که هر دلار این سرمایه پنج سال بعد 150 تا 400 برابر می‏شود.

با وجود چنین مثال‏هایی، به اعتقاد برخی افراد این شیوه سرمایه‏گذاری بسیار پرریسک است تا آنجا که معادل Venture Capital را در فارسی «سرمایه‏گذاری مخاطره‏آمیز» ترجمه کرده‏اند. در پاسخ به این برداشت رایج باید گفت که از یک سو تنها شرط برای ورود به این بازار، داشتن سرمایه نیست که خطر از دست دادن آن بسیار بالا تلقی شود؛ بلکه صاحبان سرمایه باید دانش و تخصص لازم برای این کار را نیز داشته باشند و یک گروه مدیریتی و نظارتی قوی نیز همراه باشد تا در زمان بروز هر گونه مشکل بتوانند در جهت رفع آن اقدام کنند. به عبارت دیگر مانند هر تجارتی این شیوه نیز نیازهای خاص خود را دارد که در قالب چارچوب‏های نظارتی مطرح می‌شوند.

از سوی دیگر مبانی این گونه سرمایه‏گذاری‏ها مدل سبدی است؛ به این معنا که مجموعه‏ای از کسب‌و‌کارهای مختلف که حائز شرایط لازم باشند، انتخاب و روی آنها سرمایه‏گذاری می‏شود، به این ترتیب تا حد زیادی ریسک سرمایه‏گذاری پایین می‏آید. مثلا یک شرکت VC را در نظر بگیرید که در 10 شرکت به مقدار مساوی سرمایه‏گذاری کند و در 30 درصد سهام هر یک شریک شود. حال این احتمال وجود دارد که با وجود کنترل و نظارت بر آنها، هفت شرکت بعد از مدتی ورشکسته شوند. به این ترتیب اگر در مجموع 300 میلیون تومان برای شراکت در این 10 شرکت هزینه شده باشد، شرکت VC سرمایه‏گذار، 210 میلیون ضرر خواهد کرد، اما اگر ارزش سهام دو شرکت از سه شرکت باقیمانده افزایش پیدا کند و مثلا 10 برابر شود، از هر کدام 270 میلیون سود نصیب شرکت VC خواهد شد. همچنین باید توجه داشت که همیشه این احتمال وجود دارد که یکی از شرکت‌ها، رشد قابل‌توجهی یابد و افزایش قیمت سهامش صدها برابر ارزش اولیه شده و سود هنگفتی از آن به دست آید.

اما مورد دیگری که اینجا مطرح می‏شود این است که تامین مالی مورد نیاز به تنهایی کافی نیست و به شرکت‌های Venture Capital تنها سرمایه لازم برای کارآفرینان را فراهم نمی‎کنند. اتفاقی که در اینگونه شرکت‌ها می‏افتد این است که با دادن سرمایه و دریافت بخشی از سهام شرکت، خود را در مدیریت و نظارت و کنترل بر آن سهیم می‏کنند و به عبارت دیگر منفعت خود را به منفعت و رشد شرکت خریداری شده پیوند می‏زنند؛ بنابراین در کلیه مراحل کار مانند ارزیابی مدیریتی، مشاوره، آموزش، بازاریابی، گسترش و برندسازی به عنوان یکی از شرکا که علاوه بر سرمایه، دانش و مهارت کافی را هم دارند، دخیل می‌شوند و شرایط را برای پیشرفت و رشد آن سازمان بیش از پیش فراهم می‏سازند.

توجه به این امر اهمیت بسیاری دارد؛ چرا که در بسیاری موارد کارآفرین، مخترع نخبه و موفقی است که می‏خواهد ایده‏اش را به بهره‏برداری برساند، اما از توانایی مدیریتی کافی برخوردار نیست و برای موفقیت و پیشرفت در کارش علاوه بر سرمایه، نیاز به حمایت مدیریتی و آموزش دارد که این شرکت‌ها با ارتباط مستمر در اختیارش قرار می‏دهند تا از اتلاف سرمایه نیز جلوگیری شود. درست مانند باغبانی که بذری را می‏کارد و در تمام مراحل رشد و پرورش آن کنارش می‏ماند تا به بار نشیند.

حس اعتماد نیز در این شراکت دو طرفه است و مانند هر صنعت و کسب‌و‌کار دیگری نیاز به فرهنگ‏سازی لازم دارد. به عنوان مثال هر یک از مسوولان شرکت خریداری شده می‏پذیرند که حفظ موقعیت و جایگاه شغلی‏شان در گرو بازدهی مناسب آن واحد کاری است و باید فرهنگ پذیرش تغییرات و اصلاحات در جهت بهبود روند سازمانشان را داشته باشند. از طرف دیگر اعضای شرکت VC نیز حق دارند که نه تنها پس از شراکت که قبل از آن نیز برای بررسی شرایط موجود آن شرکت، به دقت تمام ابعاد را سنجیده و دسترسی به منابع اطلاعاتی را داشته باشند تا بتوانند برای سرمایه‏گذاری تصمیم درستی اتخاذ کنند.

دو مورد ذکر شده از مشکلاتی هستند که باید زمینه‏های فرهنگی آنها به مرور ایجاد شود تا فرهنگ پذیرش افراد بالا رفته و بستر مناسب برای فعالیت چنین شرکت‌هایی در کشور فراهم گردد.

باید به این موضوع توجه داشت از هر بعدی که در پرورش کارآفرینی و فراهم کردن زمینه‏های مناسب برای رشد این مقوله در کشور تلاش شود، چه در جهت تامین سرمایه لازم باشد یا بسترسازی فرهنگی یا حتی تصویب قوانین راهگشا، در نهایت به پیشرفت و توسعه اقتصادی منجر خواهد شد؛ چرا که در اقتصادهای بزرگ جهان، بیشتر سهم اشتغال از آن شرکت‌های کوچک است و نه سازمان‏های بزرگ و متوسط. در این راستا فعالیت‏های دولت نیز اگر به سمت و سویی رود که منجر به تقویت بخش خصوصی شود، موجبات پیشرفت و شکوفایی هر چه بیشتر اقتصاد را در پی خواهد داشت.

روزبه پیروز

با خدمات آموزشی و مشاوره ای ما بیشتر آشنا شوید:

دوره تخصصی 2 هفته ای مهارت های کسب و کار در کشور انگلیس SLS Specialist Language Services

دوره عالی مدیریت کسب و کار DBA  Doctor of Business Administration

دوره مدیریت کسب و کار MBA Master of Business Administration

ارائه خدمات مشاوره ای در دو بخش مشاوره فردی و کسب و کار

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۴ ، ۱۴:۲۹
سلیم خلیلی